تبليغاتX
از همه جا

از همه جا

از همه جا

:)

يه كشتي داشت رو دريا مي‌رفت، ناخداي كشتي يهو از دور يه كشتي دزداي درياي رو ديد. سريع به خدمه‌اش گفت: براي نبرد آماده بشين، ضمنا اون پيراهن قرمز من رو هم بيارين. خلاصه پيراهنه رو تنش كرد و درگيري شروع شد و دزداي دريايي شكست خوردن!

كشتي همينطوري راهشو ادامه مي‌داد كه دوباره رسيدن به يه سري دزد دريايي ديگه! باز دوباره ناخدا گفت واسه جنگ آماده بشينو اون پيراهن قرمز منم بيارين تنم كنم!! خلاصه، زدن دخل اين يكي دزدا رو هم آوردنو باز به راهشون ادامه دادن.

يكي از ملوانا كه كنجكاو شده بود از ناخدا پرسيد: ناخدا، چرا هر دفعه كه جنگ مي‌شه پيراهن قرمزتو مي‌پوشي؟ ناخدا مي‌گه: خوب براي اينكه توي نبرد وقتي زخمي مي‌شم، پيراهن قرمزم نمي‌ذاره خدمه زخماي منو خونريزيمو ببينن در نتيجه روحيه‌شون حفظ مي‌شه و جنگ رو مي‌بريم.

خلاصه، همينطوري كه داشتن مي‌رفتن، يهو 10 تا كشتي خيلي بزرگ دزداي دريايي رو كه كلي توپ و تفنگ و موشكو تير كمونو اكليل سرنج و از اين چيزا داشتن مي‌بينن. ناخداهه كه مي‌بينه اين دفعه كار يه كم مشكله، داد مي‌زنه: خدمه سريع براي نبرد آماده بشين ضمنا پيراهن قرمز منو با شلوار قهوه‌ايم بيارين!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 13:45  توسط ali acc 

iam back again

my granny pased away several days ago. she was about 78 when she died. u know i could nt believe that she is not more alive. last time i cried i think it was 11 years ago. i couldnot stop my self at funeral and after that in mosque. i didnot lost any relative before. so it was hard for me to face this truth. you are in my heart 4ever. i love you.

امتحان ارشدم داديم. بدك نبود. بدبختي اينهمه رشته، حسابداري بيشترين متقاضي رو داشت. يكسالي ميشه شمال نرفتم دلم لك زده واسه ويلاي رو به دريا و جاده چالوس و آتيش تو جنگل و مستي و بارون و سيگار و قليون و بگوبخند و ... ديگه رفقا خر شدن زن گرفتن علي مونده و حوضش. اگه يوني قبول شم شايد برم يك ماشين بخرم و به خودم حال بدم. اين گواهينامه ما 8 سال خاك ميخوره. اگرم دانشگاه قبول نشم شايد واسه نيوزلند اپلاي كردم. اصلا اينقدر زمان زود ميگذره ها آدم فكر ميكنه داره تو گذشته زندگي ميكنه.

گروني داره ميتركونه. دلم واسه اونايي كه دارن با سختي زندگي ميكنن ميسوزه. اين آرامش قبل توفانه. بادبانها رو بكشيد. ميدونم كه اين فشارها از جايي بيرون خواهد زد. مردم خيلي عصبي هستن. عين يك نارنجك ميمونن. يك زماني تلويزين كلي برنامه خنده دار داشت الان بدبخت يك قهوه تلخ ساخته همش جلوي ساختش رو ميگيرن. اوضاع ايران جوري شده انگار مردم عادي فراموش شدن.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 22:48  توسط ali acc 

عجب جونوريم من

دو روز پيش يكي از دشمنانم رو از شركت بيرون كردم. هاها  بدجوري زيرابش رو زدم. تو اين ۱۰ سال پوزه خيلي ها رو از كوچيك وبزرگ به خاك ماليدم. واقعا با چه كسايي درگير شدم. و حال همشون رو گرفتم. با زيرآب زني يا دوبه هم زني يا قلدري يا بي محلي و... خلاصه چرچيلي هستم واسه خودم.

تو شركت هرروز نوبت يكي بود صبحانه بياره خلاصه منم هميشه عسل با خامه ميبردم همه حال ميكردن و با ولع كوفت ميكردن. خلاصه بعد چند ماه يكي از همكارا به من گفت خودت چرا عسل نميخوري؟ منم همش بهانه ميووردم. خلاصه بعد از يك مدتي بندگان خدا شكشون زياد شد و فقط خامه مرگشون ميكردن. هاها حالا جريان چي بود. من كلي عسل خريدم به اسم اصل كه اصلم بود ولي يكروز داشتم عسل ميخوردم ديدم از لاي لقمه اي كه گرفته بودم يك چيزي افتاد نگو كرمه اونم چه كرم بزرگي قد بند انگشت. رفتم سراغ عسله ديدم لاي مومش پر از كرم شده. خيلي كونم سوخت. فروشندش هم شهرستان بود دستم بهش نميرسيد البته من پولش رو ندادم. خلاصه كرمها رو درآوردم و عسل ناب رو ميدادم همكارا ميخوردن هاهاها. يك آبدارچي داشتيم خيلي بي ناموس بود وفتي واسه مديرمون غذا ميبرد يك تف مينداخت رو غذا يا حتي شنيدم كه توي چايي يك كارهايي ميكرد. خلاصه من آدم بدي نيستم ها همكاراي من بايد بجاي عسل سيانور بخورن از بس بي پدر مادرن.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:0  توسط ali acc 

Saturation

نميدونم واسه كسي پيش اومده يا نه وقتي زياد يك كاري كه فكر ميكنيد عشق و حاله انجام ميدين اصلا اثر عكس ميده حالا ميتونه مشروب يا س ك س يا خواب يا هرچيزه ديگه اي باشه. واسه همين خيليها از همكارام كه بازنشست شدن و از قبل به فكر استراحت و گردش اينا بودن بعد يك ماه پشيمون شدن و ميخوان برگردن سر كار. من خودم ۲ روز سركار نرم اصلا سيستمم به هم ميخوره. عادت كردم به تنش و خركاري و بدو بدو و دعوا و زيرآب زني و..

عجب ملتي داريم . تا وقتي كارشون لنگه چاكرم نوكرم ميكنن بعدش محل سگ نميذارن. اشتباهي شنيده بودن من فاميل يك كله گندم مديران و رئيسها اومده بودن پاچه خواري. جون ماردت هواي مارم داشته باش. ما سگتيم. بعدا كه فهميدن اشتباه كردن ضايع شدن.

چندوقتي دنبال مهاجرت به نيوزلند بودم ولي بعد از اينكه فهميدم ويزاي ۶ ماهه ميدن اگه كار پيدا كردي بعد دائم ميشه قيدش رو زدم. اتفاقا امتيازم هم ۱۱۰ ميشد ميرفتم تو پول مارك.

تازگيا اورت خرج ميكنم كمدم پر لباسه اصلا كلي كفش و كتوني دارم نو نو هي ميخرم. گاهي خريد كه ميكنم مثلا از خانمهاي دست فروش يا افراد معلول و... بقيه اش رو نميگيرم كه از پول جنس گرون تره ولي خود طرف تعجب ميكنه و باخودش ميگه اين مخش تاب داره. چپ و راستم بايد كار اينو و اونو راه بندازيم همه التماس دعا دارن پول كم ميارن فلاني كارت به كارت كن. حالا خوبيش اينه پس ميدن.

واسه خودمون خري شديم ديگه همه تحويلمون ميگيرن. طرف ميلياردها سرمايه داره مياد اونجا مثل موش جلوم واي ميسه. اولش تيريپ قلدري ور ميدارن وقتي ميفهمن من كله خر تر از اين حرفام از در دوستي وارد ميشن. رفته بودم بانك پارسيان دسته چك بگيرم رئيس شعبه گفت سند مغازه يا ثبت شركت و.. منم حسابمو بستم گفتم گمشو بينيم . با اين گردش حساب من از خداتم بايد باشه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:27  توسط ali acc 

امارات2

من تو پستهاي قبلي از حق ايران بر جزاير سه گانه نوشتم و كلي هم بد وبيرا گفتم به امارات ولي بايد قبول كنم كه احساسي عمل كردم و اصلا ايراني ها احساس بيشتر از فكر بر اونها غلبه ميكنه. اين جريان ابوموسي هم براي انحراف اذهان عمومي از اوضاع ايران داخلي ايران بود. اصلا ايران مگه مدركي داره كه جزاير مال اونه؟ اگه داره چرا موافقت نميكنه پروندش بره دادگاه لاهه. پس معلومه يكجاي كار ميلنگه. اصلا ايران اينهمه نفت داره چرا وضع مردم جنوب كشور اينقدر داغونه و بابدبختي زندگي ميكنن. ولي امارات چي. توي اين ۳۰ سال چقدر پيشرفت كرده و همه اينرو ميدونيم كه كلي خارجي دارن اونجا كار و سرمايه گذاري ميكنن از جمله ايرانيها. خوب همون رفتاري كه ما با افغانها ميكنيم اماراتيها هم با ما ميكنند چون ما كشورمون سطحش خيلي عقب تر از اونها هست. مخصوصا از نظر وجه جهاني و ارتباطات بين المللي. به نظرم بيايم جزاير رو بديم امارات بلكه بياد تو ابوموسي يك دانشگاه بين المللي تاسيس كنه يا توش كلاب و ديسكو و امكانات صفاسيتي رديف كنه ما هم بريم يك حالي ببريم. اگه دست ايران باشه همين بيابوني كه هست خواهد بود.

ما كه اينقدر وطن پرستيم چرا همه داريم از دست ايران و ايراني فرار ميكنيم. ضمنا پست قبلي رو پاك كردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:36  توسط ali acc 

مدارك تحصيلي در ايران

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

دشوارترین قدم، همان قدم اول است

دانشگاه دولتي= خر خون بايد باشي و تيزهوش و يا سهميه شهيد و...

دانشگاه آزاد=خرپول بايد باشي بقيه اش حله-قبلا قبوليش سخت بود ولي الان هرننه قمري داره ميخونه

دانشگاه پيام نور=پيام گور . اوني كه ميره سر كلاس چيزي ياد نميگيره حالا طرف نره چي ميشه

دانشگاه علمي كاربردي=نه علم توش هست نه كاربرد.هدف تاسيس اون چيزه ديگه اي بوده.من كسي رو تاحالا نديدم نتونه توش فارغ التحصيل نشه.به كسي نه نميگه.معدل زير۱۷يا۱۸ نداره.

قبل از عيد دانشگاه تهران واسه كارشناسي ارشد بدون كنكور پذيرش داشت و شرطش معدل ۱۳ و آيلتس و ... بود كه من داشتم ولي هزينش حدود۳۰ميليون ميشد كه نرفتم.اسمشم پرديس... بود.مسخرست بخدا هيج جاي دنيا كنكور واين بساطها رو ندارن. تو ايران شما از دانشگاه تهران مدرك بگيري يا علمي كاربردي دورغوز آباد واسه اغلب كارفرماها فرقي نميكنه.از بس خرن. هنوز نفهميدن كه بابا دانشگاه بيزنس هست.چرا بايد يك ايراني ارز يارانه اي رو ببره هندومالزي درس بخونه و سودش بره تو جيب اونا.ويا چندسال عمريك جوون پشت كنكور حروم بشه.نتيجش مدرك گرايي ميشه.

جالب تر از همه رفتم سرفصل هاي درسي دانشگاه رو گرفتم يك مزخزفاتي نوشته بود كه انگار زمان ناصرالدين شاه درس خوندي. نه كسي به فكر آپديت كردنش هست يا اينكه همين ارجيف رو ترجه شده بگذارن تو سايت تا اين ملت بدبخت نرن ۳۰۰.۰۰۰ يا بيشتر پول به دارالترجمه بدن.

چندسال پيش واسه ارشد دولتي رفته بودم. سيل جمعيت بود كه ميومد سمت مركز آزمون و من قيدش رو زدم و برگشتم.يك وضعي بود.بچه ها رو تفتيش ميكردن كه كسي موبايل نبره مثلا و رفيقم موبايلش رو شرتش كرده بود و موبايلش فلزي بود ميگفت تخمام يخ كرده بود سر جلسه هاها.

جديدا دانشگاه آزاد در چهار گروه آزمون ميگيره واسه يكدرس.يعني ۴ جور سوال مختلف.خيلي مسخرس مثلا من زبان رو تو يك گروه۸۰ درصد ميزنم تو يك روه ديگه ۱۵درصد. اصلا سوالها استانداردنيس.كتابهابي حل سوال به كرات ميبينيد نوشته سوال غلطه.از يك كتاب يكدفه كل سوالها رو طرح ميكنن. واقعا تو اين دانشگاه ها چه خبره؟ تو ايران دانشگاه= دانش گا.  مدرك ليسانسم رو فرستادم استراليا گفت معادل ديپلماي ماست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 22:16  توسط ali acc 

management in iran

دو خلبان نابینا که هر دو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آن‌ها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می‌کرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند. در همین حال، زمزمه‌های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می‌شد چرا که می‌دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می‌رود. هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می‌داد و چرخ‌های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد. در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری گفت: «یکی از همین روزها بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می‌کنند و اون‌وقت کار همه‌مون تمومه!»... در این لحظه شما پس از خواندن این داستان کوتاه، با شیوه مدیریت دولتی در ایران آشنا شده‌اید.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 8:14  توسط ali acc 

گندترین کشور دنیا کانادا

ديگه حالم بهم خورده از بس از كانادا بد شنيدم. حتي آشناهامون كه واسه خودشون كسي هستن اونجا همش دارن بديش رو ميگن. حالا دولتش كلاس هم گذاشته و داره سخت گيري ميكنه و پرونده هاي قديم رو باطل ميكنه مخصوصا كبك. خودشون فهميدن هركي مياد بدبخت ميشه بايد بهش welfare بدن. واقعا خيلي بده طرف تو ايران مدير و مهندس و دكتر بوده ميره اونجا باربري و حمالي و عملگي هاهاها اونم تو اون سرما. تازه واسه اونم بايد كلي مدرك بگيره و با پارتي و بدبختي. مثلا سرتيفيكيت توالت شوري يا باربري هاها. بريد چك كنيد دانشگاه UBC دوره لوله كشي ساختمون گذاشته4 يا 5 ساله ليسانس رو ميده. همرو گذاشتن سره كار.تازه بعدش بايد بري كلي امتحان بدي عضو انجمنشون بشي.آخ آخ زنها هم تا پاشون ميرسه اونجا عقده ها رو خالي ميكنن و يك اردنگي در كون شوهره ميزنن. يك كلاسي گذاشته بودن واسمون استادش ميگفت بالاي۱۰ سال تو آمريكا درس خونده و فوق و دكتري گرفته و الان ايرانه خلاصه ته تو قضيه رو درآوردم اولش خيلي خركلاس ميذاشت و يكم خرفهمش كردم كه بابا واسه ما لهجه نيا خلاصه گفت ازون اولش اشتباه كردم رفتم و كلي عمر و پولم رفت. خلاصه آقا ما هرچي دنبال يك نكته مثبت تو كانادا گشتيم پيدا نشد كه نشد. سرما و گروني و بيكاري و غربت و زبون و ماليات و ... خلاصه فكر كن پول نداري حالا كلي هم امكانات باشه چه فايده؟ البته من كه پول دارم ولي تا چندسال از جيب بخورم ؟ مثلا ميگن آزادي هستش اونجا خوب من ميخوام چيكار كنم كه تو ايران نكردم؟ ميگن درمان رايگانه هاها آره ارواح شيكمشون نه دكتر پيدا ميشه نه دارو . هرچي هندي و چيني گدا گشنه هست ريخته اونجا. با يك كانادايي صحبت ميكردم تو تورنتو بود ميگفت اينجا اصلا سرد نيست و شمال كانادا سرده. عجب خر خودشه. با اون تيم هورتونشون چيزه غول رو شيكوندن. كبك كه خيلي خر تو خره با اون زبون مسخره فرانسويشون و بدتر از اون لهجشون و بدتر از اون بيكاري زيادش. ونكورش مثل شمال ايرانه مثلا چالوس. اصلا شبيه شهر نيست. داهاته. دروغ ميگم بريد گوگل استريت نگا كنيد و پره از homeless و گرونيش هم مثال زدنيه حتي تو كانادا و همش داره بارون مياد. اينقدر كانادا كشور قانونمندي هست كه هر دزدي مثل خاوري رو توش راه ميدن. كانادا واسه بچه هاي مهاجرها و نخبه ها و ميلياردرها خوبه تازه كسي ميلياردر باشه ميره فلوريدا و لاس وگاس چرا بياد تو يخستان كانادا.  همه اينها رو گفتم ولي دليل نميشه بگم ايران خوبه نه ايرانم همون توالت عمومي كه بوده هست و خواهد بود. از آقاي كانادا كليپ و باي باي كانادا ممنونم.بعضي ها هم كه ديگران را بدبخت كردن مثل مرجان وبلاگ كويرسمنان و كانادا جون آقاي پارسا.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 20:23  توسط ali acc 

حسابداري در كانادا

يكي از واقعيتهاي تلخ كانادا اين هست كه ايرانيها با ديد ايراني ميرن اونجا ولي سيستم اونجا كاركردش جور ديگه اي هستش. به عنوان مثال تو ايران مدرك گرايي خيلي مهم هست و كلي دكتر مهندس بار طرف ميكنن ولي تو كانادا درس به خودي خود ارج و قربي و كلاسي كه تو ايران به افراد ميده رو نميده. تا جايي كه من ميدونم كانادايي ها خيلي هم اهل درس و دانشگاه نيستن و تنبل هم تشريف دارند مثل استراليايي ها. به هر حال اگه كسي به فكر اين هست كه بره كانادا و بره كالج يا يوني و بتونه به واسطه اون كار پيدا كنه تقريبا فكر درستي نيست. اين طرز فكر مال ايرانه. و بعضي ها هم ميگن ميريم حالا يك فوق ليسانس ميگيريم يا دكترا ميگيريم تا پاسمون هم رديف بشه. ولي وقت تلف كردنه مگر اينكه طرف واقعا توي رشته خودش حرفي واسه گفتن داره و با فاند و scholarship ميخواد بره و علاقه هم داره. و بعد از درس خوندن بتونه به عنوان پروفسور يا اسيستنت توي كالج يا يوني يا هر گورستوني تدريس كنه. حالا گيريم طرف تو ايران يك ليسانس آبكي گرفته و رفته كانادا يا استراليا يا آمريكا خوب ديگه نميتونه مستقيم بره كاري رو كه تو ايران ميكرد رو انجام بده (البته تو ايران ... موش چال ميكرده سركار) چرا چون طبق قوانين اونا انجام كار حسابداري تا سطح پائين بدون عضويت در انجمنهاي حسابداري قبول هست ولي اگه طرف بخواد صورتهاي ملي و كارهاي تكس و... كارهايي كه اغلب يك حسابدار باهاش درگيره و با اون حقوق خوب ميگيره رو انجام بده بايد بره عضو اين انجمنها بشه. حالا توي كانادا ca,cga,cma هست و در استراليا cpa,cma.ca هست. البته اين انجمنهاي به عنوان partnership باهم عمل ميكنن و همينطور acca كه تو ايرانم هست ولي بحث سر اينه كه acca استانداردهاي انگليس رو داره و در استراليا و كانادا چوب دو سر طلاست كه كسي زياد قبولش نداره و حالا بگذريم كه سخته و اكثرا وسط كار قيدش رو ميزنن. هر كدوم اين انجمنها واسه خودش داستان جدايي داره كه بايد بريد توي سايتشون بخونيد ببينيد چي ميخوان از طرف مثلا بعضي ها ليسانس ميخوان موقع ورود و بعضيها امتحان ورودي دارن قبل ازاينكه بتوني واحددرسي پاس كني و... خلاصه تا بتوني درس پاس كني و در آخر امتحانات جامع اونها رو پاس كني و سابق كار تائيد شده تحت نظر اونها رو بهشون ارائه كني خوار و مادرت مياد جلو چشت و كلي هم دلار خرج كردي. در كل شايد دانشگاه راهي براي ورود به كار باشه ولي بهتره كسي ميخواد بره حسابدار شه بره شروع كنه و توي اين انجمنها درس بخونه چون در آخر اگه دكترا هم بگيري تا عضو اينا نباشي نميتوني كار حسابداري انجام بدي. البته شنيدم بعضي كالجها با روابطي كه دارن طرف رو ميفرستن تو شركتها كارآموزي و يكجوري كاري واسش دست و پا ميكنن. به هرحال واسه اينكه ببينيد چند مرده حلاجيد مبتونيد بريد تو سايتهاي professional body هاي حسابداري و past exam ها رو مرور كنيد تا ببينيد اوضاع چطوره. البته ميگن بعضي درسها ر معاف ميكنند ولي فكر ميكنيد چقدر ؟ خيلي كم مثلا من حساب كردم ديدم 7 سال طول ميكشه تا امتحاناتش رو تموم كنم. سالي 3 درس چون خودشون ميگن ترمي بيشتر از 1 درس بر نداريد بهتره چون پاس كردنش كار هركسي نيست. به هر حال زبان و نرم افزارهاي حسابداري آفيس و كامپيوتر و مهمتر از همه نت ورك و پارتي نقش مهمي جهت كار پيدا كردن در كانادا ايفا ميكنه. بهتره نگاهي هم به هزينه هاي واحدهاي درسي بندازيد تا سرتون سوت بكشه و جالبه اين همه پول ميديد كلاس درسي هم نميگذارند و همش كتاب و سي دي ميدن و off campus هست مثل پيام نور توي cga كه اينجوريه. جالبه طرف عضو acca هست و ميره عضويت cga كانادا رو هم ميگيره ولي وقتي ميره كار پيدا كنه چون سابق كار كانادايي نداره و مدرك بالايي داره over qualify ميشه. حتما ميدونيد كه كسي كه مثلا مستر داره نميتونه بره كار كوچيك مالي انجام بده مگر اينكه بگه من مدركم تا ليسانس بيشتر نيست. زيادم رو OSAP حساب نكنيد فكر كرديد چقدر كمك هزينه تحصيلي ميدن بهتون.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 15:13  توسط ali acc  | 

lie

life is lie. the most immportant issues in ourlifes is not our choise such as: religion.family.country.some times job or name or friends. we didnot asked if we want to live before we born. just imagin if an extremist muslim was born in an infidel family then that guy is going to be that way. the probability of taking another way or religion other than the family is small  although it is exist. then why we kill eachother for things that nobody choose and things that no one could prove to be true. its really rediculous that guys tatto some religious symbols and sign to be protected from evil. thats compeletly bullshit if u ask me. if you search satellite channels for example HOTBIRD you will find out many channels contains subjects of i s l a m (suny or shia)- christian (protestan or catholic)- jewish- satanism(by songs) - and many other newfound religions. its amazing that the leaders of these religions are not that pious that they should be and many of the carnages in the world has been done because of they will. it is obvious that still crusade is continue in middle east. pope benedict is one them that i want to show as an exampel. have you seen him seated behind the bullet proof benz? i dont think that jesus has any bodyguard. these popes or other leaders should have destroyed many things to become a leader. they are full of shit. it does not matter which one is their religion but their system is the same. feed lie to people to be scared from nothing that even exist(heaven or hell). if some one resisted then annihiate hime or her. please donot let them abuse you. all of the prophets was simple guys that didnot had miracles and they just directed peoples to do the beast and goos things. after years some people created what they expected of them because that was a way to alleviate their pain. and some of the prophetes i dont name them i think they was hustlers.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 21:23  توسط ali acc